وظایف مهم مبلغان قسمت دوم

      پرهيز از بدعت گذاري:

     امروز نوآوري را مي گويند بدعت: نوآوري در غير امر دين عيبي ندارد. يك كسي در شعر و ديگري در هنر مي خواهد نوآور باشد,اين مانعي ندارد, ولي در دين, نوآوري معنا ندارد, چون آورنده دين, ما نيستيم,... حتي پيغمبرهم آورنده دين نيست...در دين, نوآوري غلط است, بدعت است و حرام. بله,نو استنباط كردن درست است, كه آن نو آوري نيست.

                                 «مطهري,مرتضي؛سيري در سيره نبوي,ص118-121»

    مبارزه نكردن با فطريات مردم:

      بعضي از مقدس مآبان و مدعيان تبليغ دين, به نام دين با همه چيز به جنگ برمي خيزند؛شعارشان اين است: اگرمي خواهي دين داشته باشي, پشت پا بزن به همه چيز, گرد مال و ثروت نگرد, و ترك حيثيت و مقام كن,...شاد مباش و شادي نكن,از خلق بگريز و به انزوا  پناه ببر و امثال اينها بنابر اين اگر كسي بخواهد به غريزه ديني خود پاسخ مثبت بدهد, بايد با همه چيز در حال جنگ باشد. بديهي است وقتي كه مفهوم زهد, ترك وسائل معاش و ترك موقعيت اجتماعي و انزوا  و اعراض از انسان هاي ديگر باشد, وقتي كه غريزه جنسي,پليد شناخته شود و...مسلماً و قطعاً مردم به دين بدبين خواهند شد.

      مربيان دين بايد:

     اولاً: بكوشند خودشان عالم و دين شناس بشوند و به نام دين, مفاهيم و معاني نامعقول در اذهان مردم وارد نكنند كه همان معاني نا معقول منشاءحركت هاي ضد ديني مي شوند.  

      ثانياً: در اصلاح محيط بكوشند و از الودگي هاي محيط تا حدود امكان بكاهند.

       ثالثاً: از همه مهمتر و بالاتر,اين كه به نام دين و به اسم دين با فطريات مردم مبارزه و معارطه نكنند, آن وقت است كه خواهند ديد مردم يَدخُلونَ في دينِ اللهِ افواجاً

                                    «مطهري؛امدادهاي غيبي ص-50-5»      

     موعظه:

     موعظه كلامي است كه به دل نرمي و رقت مي دهد,قَسْوَت رااز دل مي برد,خشم و شهوت را فرو مي نشاند, هواهاي نفساني را تسكين مي دهد,به دل صفا و جلا مي هد. هيچ كس نيست كه از موعظه بي نياز باشد. موعظه واقعي كه راستي در دل اثر كند ,جز به وسيله دين ممكن نيست.ضمناً, خود واعظ نيز بايد از سخنان خود متاثر باشد و از دل موعظه كند.  

     مصالح گويي:

     بر مبلغان وروحانيون متعهد است كه مردم را به مصالح دين و مصالح دنيوي آنها, (چه جور عمل كنند كه خيرو مصلحت دنيا و دين آنهاست)آگاه كنند.

        اين كار بزرگي است, از موعظه كردن خيلي مشكل تر است. موعظه, اگر خود شخص اهل عمل باشد, صفاي قلبي و ايمان داشته باشد, و چند كلمه از موعظه بداند, مي تواند موعظه كندو موعظه اش تا همان حد مفيد باشد.در موعظه اگر خود شخص اهل عمل باشد, همان باز گو كردن كلمات بزرگان كافي است, اما اينكه شخص بخواهد مصالح عاليه ديني و دنيايي مردم را بگويد و آنها را به آن مصالح آگاه كند, خيلي مشكل است دو اشكال در اين كار هست:يكي اين كه علم و اطلاع زياد مي خواهد,و ديگر اين كه اخلاص بسيار لازم است كه آنچه را از مصالح عاليه ديني و دنيايي مي فهمد,همان ها را به مردم بگويد, اما علم و اطلاع:اولاً:بايد علم واطلاعش به مباني دين كافي باشد,بايد اسلام را كاملاً بشناسد, به روح تعليمات اسلامي آگاه باشد(ظاهر اسلام و باطن اسلام) ...ثانياً: تنها,دانستن و شناختن دين براي مصلحت گويي كافي نيست,جامعه را بايد بشناسد,به اوضاع دنيا بايد آگاه باشد, بايد بفهمد كه در دنيا چه مي گذرد و امروز مصلحت جامعه اسلامي در برابر جريان هاي موجود دنيا چه اقتضا   مي كند, و مردم را به آن جريان ها و مصالح واقعي آنها آگاه كند.       

                                                       «مطهري,ده گفتار,ص261-264»

    آگاه كردن مردم به مسائل روز:

     هر دولتي و مقامي سخنگويي دارد. مي گويند:امروز سخنگوي دولت چنين گفت و چنان گفت,يا سخنگوي كاخ سفيد اين طور گفت. دين اسلام هم بايد سخنگو داشته باشد. سخنگوي دين, خطبا و اهل منبرند. امام رضا(ع)مي فرمايند مردم را آگاه كنيد به جريان هاي خوب و بدي كه در آفاق دور دست براي عالم اسلام اتفاق مي افتد.

     پرهيز از دلالي شخصيت:

     ...اين كه روي كرسي خطابه قرار مي گيرد, به جاي اينكه هادي دين و مبلغ دين باشد, دلال شخصيت ها باشد, منبر را وسيله دلالي براي شخصيت ها قرار دهد, فرق نمي كند كه آن شخصبت ها چه شخصيت هايي باشند,... تمام اين ها بر خلاف شوؤن و حيثيات منبر است. البته هر كسي كه كاري مي كند,مي تواند توجبه و تاويلي هم براي خودش بتراشد, اما بدانيد يكي از چيزهايي كه كرسي خطابه ي ما را ضعيف و كم ارزش و خراب كرده است, همين دلالي هاست, همين است كه كرسي دلالي شخصيت ها شده است, بايد منبر از اين آلودگي پاك شود.

                           « آيت الله العظمي خامنه اي ,روز نامه اطلاعات,14/3/69»  

      كلام آخر

      پيامبر اكرم (ص): بدترين ِبدان عالمان بد و بهترينِ خوبان عالما ن خوب هستند

                                                         «احياءعلوم دين,ج1,ص56.»  

       پيامبر اكرم(ص): من نسبت به امتم ,نه ازناحيه مؤمنان و نه از ناحيه مشركان, نگران نيستم؛ مؤمن را ايمانش نگاه مي دارد و مشرك را كفرش نابود مي كند؛ ولي نسبت به شما از ناحيه منافق زبان دان[خوش زبان], نگران هستم. او از معروف سخن مي گويد و به منكر عمل مي كند.           

                                              «كنز العمال,ج10,ص199,شماره29046»

        پيامبر اكرم(ص): مَثَل كسي كه به مردم خوبي ها را بياموزد و [عيبهاي]خود را فرآموش كند, مَثَل فتيله اي است كه براي مردم, نورافشاني مي كند و[در همان حال]خويشتن را مي سوزاند. 

                                               «الترغيب و الترهيب,ج1,ص127»