قرآن ملاك و معيار بزرگواري را ، تقوا مي داند و با اشاره به نحوه پيدايش انسانها كه همگي از يك زن و مرد و يك پدر و مادر آفريده شده اند و در اين حقيقت با يكديگر مساويند ، تصريح مي كند كه فلسفه تفاوت ها و تمايزهاي تكويني انسانها در آفرينش آنها است كه نسبت به يكديگر شناخت پيدا كنند و اقشار ، گروه ها و نژادهاي مختلف نيز با همين هدف كه يكديگر را باز شناسند و از هم ممتاز گردند ؛ آفريده شده اند : «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً‌ و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم» (3)

و بازتصريح مي كند كه تلاش هيچ زن و مردي بي پاداش و از دست رفته نخواهد ماند :
« اني لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي » (4)
زن و مرد هر دو مي توانند در سايه عبادت و اطاعت حق ، انجام اعمال صالحه و پرهيز از گناه به خداوند تقرب جسته و شايسته مقام خليفه اللهي گردند.

انواع خطابات قرآني :

آن بخش از آيات قرآني كه به شيوه خطاب بيان شده به سه گونه آمده اند. (5)

دسته اول :

آياتي كه عمومي است و تمامي افراد را مورد خطاب قرار مي دهد مثل « يا ايها الناس » « يا ايها الانسان » « يا عبادي » و ... .
بسيار روشن است كه در اين گونه موارد ، تمامي مردم اعم از زن و مرد مورد نظر قرآنند و اشاره به جنس خاصي نشده است.

دسته دوم :

آياتي كه به شيوه مذكر استعمال شده اند مانند ضمير جمع مذكر چون : «يا ايها الذين امنوا» «يا ايها الذين كفروا» «كتب عليكم» «حرم عليكم» و ... .

در اين قبيل آيات ، زبان قرآن طبق فرهنگ محاوره و به روش استعمال ادبيات عرب آمده است. مقصود خداوند تنها جنس مرد نيست ، زيرا فضايل و كمالات ، مربوط به روح است و جسم نمي تواند محل فضايل قرار گيرد. بديهي است كه روح نه مذكر است نه مؤنث. اساساً صيغه مذكر زماني اختصاص به مرد دارد كه در برابر مؤنث قرار گيرد. در غير اين صورت زنان هم مصداق حكمي هستند كه در آيات قرآني بيان شده است و اين ادعا كه صيغه جمع مذكر شامل زنان نمي شود ، بي اساس است.

در آياتي چون : « قل هل نستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون » (6)
كاملاً بديهي است كه مراد « الذين يعملون » و « الذين لا يعلمون » تمامي مردم هستند نه فقط مردان ، و هم چنين اين سخن پيامبر ـ صلي الله عليه و آله  :
« المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده » (7) هيچ كس نمي گويد مسلمان كسي است كه تنها مسلمانان مرد از دست و زبانش آسوده باشند.

 آيات و احاديث از اين قبيل بسيار است.

استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب تعليم و تربيت در اسلام به مناسبتي به اين مطلب اشاره مي نمايد و ضمن نقل قضيه معروفي درباره ادعاي پيغمبري يك زن ، بي پايه بودن اين نظريه را كه صيغه جمع مذكر اختصاص به مردان دارد ؛ اثبات نموده و مي فرمايند : بنابراين اگر زني ادعاي پيغمبري كند نمي توان ادعايش را با اين آيه قرآن « ولكن رسول الله و خاتم النبيين (8) و يا اين سخن پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ « لانبي بعدي » مردود شمرد. زيرا بر اساس سخن شما « نبيين » و « نبي » به معناي پيامبر مرد است و شامل زنان نمي شود و آن حضرت نفرموده اند « لا نبيه بعدي » پس ممكن است پس از حضرت ختمي مرتبت ـ صلي الله عليه و آله ـ زني به پيامبري مبعوث گردد (9) ! !

دسته سوم :

آياتي كه در آن هر دو لفظ زن و مرد به كار برده شده و زنان نيز چون مردان با صيغه خاصي ذكر شده اند. چون آيه مورد بحث كه هر يك از صفات اسلام ، ايمان ، اطاعت ، عبادت ، صداقت ، صبر ، فروتني و خشوع ، انفاق ، روزه داري ، پاكدامني و ياد خدا را در مورد زن و مرد هر يك به صورت ويژه بيان مي كند.