X
تبلیغات
بسم الله الرحمن الرحيم شیوه های نگارش مقاله و پایان نامه - صبر حضرت محمد (ص)
بیاید یاری کنید دین خدارا

 صبر حضرت محمد (ص)

    پيامبر بزرگوار اسلام ، حضرت محمد (ص) در طول مسير زندگي خويش با مصائب و مشكلات زيادي روبرو شدند كه بدون صبر و بردباري هرگز نمي توانستند از سد آن همه مشكلات كمر شكن عبور كنند كه به بيان نمونه هايي از نقش صبر ايشان مي پردازيم :

   1- نقش صبر حضرت محمد (ص) در دعوت خويشان به اسلام  براي بيان نقش صبر و بردباري ايشان بهتر است ابتدا داستان دعوت ايشان را بيان كنيم :

   (( هنگامي كه خداوند ايشان را مأمور نمود تا خويشاوندان خويش را به آئين خود بخواند1 ، به حضرت علي (ع) دستور داد تا مقداري غذا و شير تهيه كند آن گاه چهل نفر( به نقل بعضي چهل و پنج نفر) از سران بني هاشم را دعوت نمود ، وقتي كه آنها حاضر شدند از غذا خوردند . ابولهب ( يكي از عموهاي پيامبر ) فهميد كه مجلس براي دعوت به رسالت پيامبر (ص)تشكيل شده است ( طبق نقل بعضي از مورخين ) دوبار مجلس را به هم زد ، تا بار سوم . هنوز مجلس به هم نخورده بود ، پيامبر (ص) رو به آنها كرد و فرمود : (( اي فرزندان عبد المطلب من از جانب خدا به سوي شما ، مژده دهنده و ترساننده فرستاده شده ام . به من ايمان بياوريد و مرا ياري كنيد تا هدايت شويد . ))

   سپس فرمود : (( هيچ كس مانند من براي خويشان خود چنين ارمغاني نياورده ، من خير و سعادت دنيا و آخرت را براي شما آورده ام . آيا كسي هست كه با من برادري كند و از دين من پشتيباني نمايد تا خليفه و وصي من گردد و در بهشت نيز با من باشد ؟ )) سكوت مجلس را فرا گرفت ، دعوت شدگان در فكر فرو رفتند ، ناگهان حضرت علي (ع) ( كه حدود سيزده سال داشت ) بر خاست و گفت : (( اي رسول خدا من تو را ياري مي كنم )) رسول خدا به او فرمود : (( بنشين ))

   بار دوم گفتار خود را تكرار كرد ، باز حضرت علي (ع) برخاست و گفت : (( من تو را ياري مي كنم )) پيامبر (ص) فرمود: (( بنشين ))

   براي بار سوم حاضران را دعوت كرد ، هيچ يك از حاضران به دعوت پيامبر (ص) پاسخ ندادند ، جز حضرت علي (ع) كه براي بار سوم نيز برخاست و گفت : (( من تو را ياري مي كنم )) در اين هنگام پيامبر (ص) فرمود : (( ان هذا اخي و وصيي و خليفتي عليكم فاسمعو اله و اطيعوه )) ؛ (( اين اشاره به حضرت (ع) ـ برادر و وصي و جانشين من بر شما است ، سخنان او را گوش دهيد و از او اطاعت كنيد . ))

    حاضران از مجلس برخاستند . در حالي كه هركسي سخني در رد پيامبر مي گفت ، ابولهب در ميان جمع تحريك شده و به طور استهزا آميز رو به ابوطالب كرد و گفت : (( محمد ، پسرت علي را بزرگ تو قرار داد و دستور داد از او پيروي كني۲ ))

    اينك دو نمونه از مواردي كه بيانگر نقش صبر ايشان مي باشد :

    الف - پيامبر (ص) براي دعوت خويشان به اسلام ميهماني ترتيب مي دهد و به آنان غذا مي دهد و به اين ترتيب آنان را آمادة شنيدن سخنان خويش مي گرداند كه اين مسئله بيانگر نقش صبر ايشان مي باشد زيرا اگر ايشان صبر نمي كرد و در نتيجه از اين روش استفاده نمي كرد يقيناً هرگز نمي توانستند آنان را حاضر به شنيدن سخنان خويش بكند .

    ب - علي رغم اينكه ابولهب دو بار به او توهين كرده بود و مجلس او را به هم زده بود باز هم براي بار سوم خويشان نزديك را دعوت مي كند و در نهايت پيام خويش را به آنان مي رساند

    ۲- نقش حضرت محمد (ص) در نحوه آشكار كردن دعوتش يكي از مواردي كه بيانگر  صبر استقامت حضرت محمد (ص) مي باشد نحوة علني كردن دعوتش مي باشد .

    ايشان در كنار كوه صفا ، روي سنگ بلندي رفتند . و با صداي بلند گفتند : (( يا صبا حاه ( عرب اين كلمه را به جاي زنگ خطر به كار مي برد و گزارشهاي وحشت آميز را نوعاً با اين كلمه آغار مي كند .)) و به اين طريق توجه مردم را به خود جلب كردند ، به گونه اي كه گروهي از قبايل قريش گرد او جمع شدند ، پيامبر آنان را مخاطب قرار داده و گفت : (( اي مردم هرگاه من به شما گزارش دهم كه پشت اين كوه (صفا ) دشمنان شما موضع گرفته اند و قصد جان ومال شما را دارند ، آيا مرا تصديق مي كنيد ؟ گفتند : آري ، زيرا ما  در طول زندگي از تو دروغي نشنيده ايم . سپس گفت : (( اي گرو قريش ، خود را از آتش نجات دهيد من براي شما در پيشگاه خدا ، نمي توانم كاري انجام دهم . من شما را از عذاب دردناك مي ترسانم . ))

    سپس افزود : (( موقعيت من همان موقعيت ديدباني است كه دشمن را از نقطة دور مي بيند ، فوراً براي نجات قوم خود ، به سوي آنها شتافته و با شعار مخصوصي : (( يا صبا حاه )) آنان را از اين پيشامد آگاه مي سازد. ))۳

    آري پيامبر در آغار دعوت بر روي قله سنگي مي رود و با كلمه يا صبا حاه آنان را مورد خطاب قرار مي دهد و به اين ترتيب توجه آنان را به سوي خود جلب مي كند و با سخنان خويش سعي مي كند آنان را آمادة پذيرش دعوت خويش كند كه همة اينها بيانگر نقش صبر و استقامت ايشان مي باشد .

   ۳- نقش صبر حضرت محمد در برابر تهديدات قريش از روزي كه پيامبر (ص) دعوت علني خويش را آشكار كرد و حاضر نشد پيشنهادات قريش را بپذيرد توسط آنان مورد تهديد قرار گرفت ، ولي ايشان در پناه صبر و بردباري هرگز از تهديدات آنان نهراسيد و بهترين عكس العمل را در برابر تهديدات آنان از خويش بروز داد كه به بيان  نمونه هايي از آن مي پردازيم :

     صبر پيامبر (ص) در برابر تهديد ابوجهل

    ابوجهل يكي از سر سخت ترين دشمنان حضرت محمد (ص) بود . وي در تهديد نامه اي براي آن حضرت نوشت : اي محمد يافته هايي كه در مغز توست . مكه را بر تو تنگ كرد و تو را آوارة مدينه ساخت . تا زماني كه اين افكار در سر تو باشد ، آواره ات مي سازد و به كارهاي فاسد كننده وا مي دارد ، تا به آنجا برسد كه مردم مدينه را هم فاسد كند و به شعلة آتشي كه به دست تو افروخته شده در افكند .

    من پايان كار را جز اين نمي بينم كه قريش براي از بين بردن آثار و دفع ضرر و فتنه ات يكجا بر تو بشورند و تو با مشتي گول خورده اي كه گرد تو را گرفته اند ، با آنان ملاقات مي كني از اين گذشته كفار مدينه و آنانكه با تو كينة قلبي دارند نيز قريش را كمك خواهند كرد ، زيرا كه آنان ، امروز از ترس به تو كمك كرده و از تو پشتيباني مي كنند . اما زماني كه بدانند با هلاكت تو آنان هم هلاك شده و با خانواده هايشان به بدبختي دچار مي شوند و آنان و هركسي همراه آنهاست با فقر و بيچارگي تو بيچاره خواهند شد . دست از ياري تو بر خواهند داشت آنان به خوبي مي دانند كه گاهي كه دشمنان تو چيره شده و بزور در سرزمين آن ها وارد شوند ، ميان دوست و دشمن تو فرقي نمي گذارند و آنان را چون تو ريشه كن مي سازند . زن و فرزند آنان را اسير كرده و اموالشان را به غارت مي برند ، همان گونه كه با زن و فرزند و اموال تو رفتار مي كنند . بي ترديد كسي كه هشدار داده محدوديتي ( براي حمله به تو ) ندارد و آنكه مطلب را روشن گفته و در ابلاغ پيام كوتاهي نكرده است

    اين نامه در حالي به پيامبر (ص) و يارانش رسيد كه با عده اي زياد از يهود بني اسرائيل در خارج مدينه جمع شده بودند . چرا كه ابو جهل به پيك خود دستور داده بود كه در چنين حالتي نامه را بر ايشان بخواند تا مومنين به رسول خدا (ص) را بترساند و به كفار نيز براي شوريدن بر آن حضرت جرأت بخشد .

   رسول خدا (ص) به نامه رسان ابوجهل فرمود : آيا سخنت به پايان رسيد و پيام را ابلاغ كردي ؟ گفت : آري آن گاه حضرت به او فرمود جواب را بشنو : همانا ابوجهل مرا به سختيها و مشقتها تهديد مي كند و پروردگار جهانيان به من نويد ياري و پيروزي مي دهد . البته خبر خداوند درست ترين اخبار و به قبول سزاوارتر است . هنگامي كه خداوند حضرت محمد (ص) را ياري كند و بخشش و بزرگواري او شامل حالش باشد . غضب و پشت كردن هيچ كس به او ضرر نخواهد زد .

   به او بگو!  اي ابو جهل تو مطلبي را كه شيطان به تو القاء كرده نزد من فرستاده اي و من با آن چه خداي رحمان به خاطرم افكنده به تو پاسخ مي دهم . نوزده روز ديگر جنگ ميان من و تو بر پا خواهد شد و خداوند تو را به دست يكي از ناتوان ترين ياران من خواهد كشت ، و تو و (عتبه ) و ( شيبه ) و ( وليد ) و فلاني و فلاني و تعدادي از قريشيان را ذكر كرد در حالي كه جانتان گرفته شده به چاههاي بدر افكنده خواهيد شد . از شما هفتاد تن را مي كشيم و هفتاد تن ديگر را به اسارت خواهيم گرفت۴ .

      بي شك عكس العمل رسول خدا (ص) و سخنان او حكايت از صبر توصيف ناپذير وي دارد چنانكه بدون صبر و بردباري نمي توانست اين گونه سخنان ، آن هم در شرايطي كه ياران چنداني نداشت و ممكن بود هر لحظه توسط مشركان به قتل برسد بر زبان بياورد ، سخناني كه بيانگر شجاعت و اعتماد به نفس ايشان است و علاوه بر اين اگر نبود صبر و استقامت ايشان خداوند هرگز به او وعدة پيروزي بر آنان را نمي داد و اخبار غيبي را در اختيار او قرار نمي داد .

   4- صبر حضرت پيامبر (ص) در برابر آزارها و اذيتهاي قريش

    پيامبر گرامي اسلام همواره از زماني كه دعوت خويش را علني كرد مورد آزاد و اذيت قرار مي گرفتند ولي ايشان بر همه آن آزارها و اذيتها صبر مي كردند كه به بيان دو نمونه از نقش صبر آن بزرگوار اكتفا مي كنيم :

   الف- صبر حضرت محمد در برابر ناسزا گويي ابوجهل

    روزي ابوجهل پيامبر را در صفا ديد و به او ناسزا و بد گفت و بيازرد ، رسول گرامي  با او سخن نگفت و راه منزل را در پيش گرفت . ابوجهل نيز به سوي محفل قريش كنار كعبه روانه شد ؛ حمزه كه عمو و برادر رضايي پيامبر بود همان روز در حالي كه كمان خود را حمايل كرده بود از شكار برگشت . عادت ديرينة او اين بود كه پس از ورود به مكه پيش از آنكه از فرزندان و خويشاوندان خود ديدن به عمل بياورد . به زيارت و طواف كعبه مي رفت سپس به اجتماعات مختلف قريش كه دور كعبه منعقد مي گشت سري مي زد و سلام و تعارفي ميان او و آنها رد و بدل مي شد.

    وي همان روز  پس از انجام اين مراسم به سوي خانة خدا مراجعت نمود . اتفاقاً كنيز عبدالله بن جدعان كه شاهد آزار ابوجهل  به پيامبر بود ؛ جلو آمد و گفت : ابا عماره! ( كنيه حمزه ) اي كاش دقايقي چند در همين نقطه بودي و جريان را آنچنان كه من ديدم مشاهده مي نمودي و مي ديدي كه چگونه ابوجهل به برادر زاده ات ناسزا گفت و او را سخت آزار داد

    سخنان اين كنيز ، اثر عجيبي بر روان حمزه گذارد ، چنانكه تصميم گرفت انتقام برادرزادة خود را از ابوجهل بگيرد . لذا از همان راهي كه آمده بود بر گشت و ابوجهل را ميان اجتماع قريش ديد و به طرف وي رفت و بدون اينكه با كسي سخن گويد كمان خود را بلند كرد ؛ كمان شكاري را سخت بر سر او كوفت چنانكه سرش شكست و گفت : ((او ( پيامبر) راناسزا مي گويي و من به او ايمان آورده ام و راهي كه او رفته است من نيز مي روم؛ هرگاه قدرت داري با من ستيزه كن)) ، 

    بي شك صبر و استقامت رسول خدا (ص) بود كه به خاطر آن خداوند مدد خويش را مشمول حال وي ساخت و حمزه را مأمور كرد تا انتقام او را از ابوجهل بگيرد ۵.

    ب - صبر حضرت محمد (ص) بر مسلمانان

    به تحقيق يكي از نقش هاي صبر پيامبر (ص) ، ايجاد روحية صبر و استقامت در مؤمنان و پيروان ايشان مي باشد به گونه اي كه پيامبر بزرگوار اسلام را اسوه و الگوي مجسم خويش قرار داده و بر ايمان و اعتقاد خويش پايداري مي كردند و تحت هيچ شرايطي از ايمان و عقيدة خويش دست بر نمي داشتند .

    بلال حبشي يكي از اين افراد مي باشد ، وي غلام اميه بن خلف بود ، اميه وقتي فهميد كه غلامش مسلمان شده او را در گرمترين روزها با بدن برهنه روي ريگهاي داغ مي خوابانيد و سنگ بسيار داغ و بزرگي بر سينة او مي نهاد و او را مخاطب قرار مي داد و مي گفت : (( دست از تو بر نمي دارم تا اينكه به همين حالت جان بسپاري و يا از اعتقاد به خداي محمد برگردي و لات و عزي را پرستش كني ، ولي بلال در برابر آنهمه شكنجه و آزار و اذيت ، گفتار او را با دو كلمه كه بيانگر صبر و بردباري توصيف ناپذير وي بود پاسخ مي داد و مي گفت : (( احد ، احد )) يعني خدا يكي است و هرگز به آئين شرك و بت پرستي بر نمي گردم۶.

    آري! به تحقيق اگر پيامبر (ص) در برابر آزارها و اذيتها و مشكلات صبر و بردباري نمي كرد فردي چون بلال در برابر آنهمه شكنجه و آزار و اذيت تسليم مي شد و دست از دين و ايمان خويش بر مي داشت .

     5- صبر پيامبر در سنت شكني

     يكي از مشكلاتي كه همة پيامبران بزرگ الهي با آن روبرو بوده اند سنتهاي غلطي بود كه ميان مردم عصرشان رواج داشت ؛ چنانكه نه تنها خود به آن سنتها پايدار بودند بلكه كسي را كه سنت شكني مي كرد را مورد سرزنش و توبيخ قرار مي دادند .

    در عصر رسول خدا (ص) نيز يكي از رسومات غلط اين بود كه پسر خوانده را پسر واقعي خويش مي دانستند و ازدواج باهمسر سابق وي را نا مشروع و غير قانوني .

    پيامبر گرامي اسلام (ص) از طرف خداوند مأمور مي شود كه اين سنت غلط را از طريق ازدواج با زينب ، همسر سابق پسر خوانده اش از بين ببرد .

    ايشان با وجود اينكه مي دانستند اين كار مشكلاتي را بدنبال خواهد داشت و موقعيت اجتماعيشان به خطر خواهد افتاد فرمان خدا را اجرا كردند و خداوند هم به خاطر صبر و استقامت وي بر اين سنت شكني آيه: (( ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبين و كان الله بكل شي عليماً ))۷ ؛ (( محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست پس زن زيد زن فرزندش نبود و پس از طلاق او تواند گرفت ليكن او رسول خدا و خاتم انبياست و خدا هميشه بر همه امور عالم و آگاه هست )) را نازل كرد و به دفاع از پيامبر و فرمانبر خويش پرداخت .۸

     6- صبر حضرت محمد (ص ) در دفع اختلافات

     يكي از مهمترين خطراتي كه جامعه رسول خدا (ص) را تهديد مي كرد خطر اختلاف بين جامعه مسلمين بود . زيرا در آن عصر هنوز بقاياي تعصبات قبيله اي وجو داشت و لذا صبر براي پيامبر (ص) در آن زمان بسيار مهم بود تا بتواند در پناه آن از ايجاد تفرقه و دودستگي در بين امتش جلو گيري كند كه به بيان دو نمونه از آن مي پردازيم :

 الف -  صبر پيامبر در از بين بردن اختلافات بين دو قبيله اوس و خزرج 
    قبل از هجرت پيامبر گرامي اسلام به مدينه ، بين طائفة اوس و خزرج در مدينه بيش از صد سال كشمكش و جنگ و اختلاف بود با ورود پيامبر به مدينه ، همة مسلمانان برادر همديگر شدند و اختلاف و نزاع برطرف شد ولي رسوبات اختلاف در اذهان بعضي همچنان باقي مانده بود و لازم بود كه مراقبت كامل نمود تا آتش زير خاكستر شعله ور نگردد .

    دشمنان اسلام كه از اتحاد و انسجام مسلمانان رنج مي بردند و آن را عامل نيرو مندي براي پيشروي اسلام مي دانستند در صدد بودند از فرصتها براي تجديد اختلاف اوس و خزرج استفاده كنند .

     روزي يكي از پير مردهاي تيره دل و عنود يهودي ، از كنار جمعي از مسلمانان عبور كرد  ديد عده اي از دو قبيلة اوس و خزرج كه سالها بينشان جنگهاي خونين بود ، برادرانه كنار هم نشسته اند و با كمال صفا و مهرباني مجلسي انسي دارند ، از اين صحنه ناراحت شد و براي ايجاد اختلاف بين آنان نقشه كشيد و به يكي از جوانان يهودي گفت : (( نزد آنها برو و حوادث خونين بغاث ( محل وقوع جنگ اوس و خزرج ) را به ياد آنها بياور ، و آن حوادث را براي آنها تجديد كن .

    آن جوان با مهارت خاصي آن نقشه را پياده كرد به طوري كه بعضي از دو طايفة اوس و خزرج خاطره هاي آن جنگها را تجديد كردند و به رخ همديگر كشيدند ، نزديك بود كشمكش و اختلاف شديدي رخ دهد و با ديگر شعله هاي آتش جنگ زبانه كشد

    اين خبر به پيامبر (ص) رسيد آن حضرت بي درنگ نزد آنان رفت ، و در پناه صبر و حوصله با اندرزها و گفتارهاي مستدل و تكان دهنده به آنها هشدار داد ، و آنها را از خواب غفلت بيدار نمود و توطئه دشمنان را به آنها گوشزد كرد .

     سخنان پيامبر (ص) آن چنان اثر بخش بود كه اوس و خزرج ، اسلحه ها را بر زمين نهاده و دست در گردن هم افكنده در حالي كه گريه شديد مي كردند آشتي كردند . آنها در يافتند نقشه مرموز دشمن در كار بوده كه پيامبر (ص) با صبر و حوصله آن نقشه را در نطفه خفه كرد۹ .

    آري پيامبر (ص) با سخنان خويش كه حاكي از صبر و حوصله وي بود آنان را متوجه توطئه دشمن كه ايجاد اختلاف بود مي كند به گونه اي كه آناني را كه نزديك بود خون يكديگر را بريزند اسلحه هايشان را بر زمين گذاشتند و با چشماني اشكبار با يكديگر آشتي كردند و اين خود يكي از مهمترين نقشهاي صبر مي باشد .

    ب - صبر حضرت محمد (ص) در رفع اختلاف بين دو قبيله اوس و خزرج

     روزي ثعلبه بن غنم كه از طائفة اوس بود . با اسعد بن زراره كه از طائفة خزرج بود ، از روي تعصب فاميلي چنين گفتگو و كشمكش كردند :

    ثعلبه گفت: (( خزيمه بن ثابت (ذوالشهادتين كه پيامبر (ص) تنها گواهي او را به جاي دو گواهي مي پذيرفت و حنظله ( كه در جنگ احد شهيد شد و فرشتگان بدنش را غسل مي دادند ) از ماست و همچنين عاصم بن ثابت و سعد بن معاذ ( از بزرگان اسلام ) از خاندان اوس است. ))

    اسعد گفت : ((چهار نفر از ما در راه تعليم قرآن ، خدمت بزرگي انجام دادند ، ابي بن كعب ،معاذ بن جبل و زيدبن ثابت ابو زيد ، به علاوه سعد بن عباده خطيب و رئيس انصار از ما است))

     اين افتخار نمايي . كم كم مسئله را بغرنج كرد و حساسيت آن دو طائفه به جايي رسيد كه دست به اسلحه برده و در برابر يكديگر قرار گرفتند ، نزديك بود كه در بين آنها آتش جنگ شعله ور گردد ، خبر به پيامبر (ص) رسيد . آن حضرت بي درنگ به محل حادثه آمد۱۰ و خطاب به آنان فرمود : (( اي اهل ايمان از خدا بترسيد چنانكه شايسته خدا ترس بودن است تا نميريد جز به دين اسلام و همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و نعمت بزرگ خدا را به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دلهاي شما ايجاد الفت كرد ، و به بركت نعمت او برادر شديد ، شما بر گودالي از آتش ( جنگ و نزاع ) بوديد ، خدا شما را از آنجا بر گرفت و نجات داد۱۱ )) و به اين طريق مردم تحت تاثير قرار گرفتند و اختلافات را كنار گذاشتند .

      در اينجا نيز نقش صبر پيامبر در از بين بردن اختلاف بين مسلمانان به خوبي آشكار است ؛ پيامبر (ص)  بعد از مطلع شدن از وضعيت ، فوراً به آن محل مي رود و با بيانات موثر و پرنفوذ خود كه نمايانگر نهايت صبر و بردباري است از وقوع جنگ و در گيري بين دو گروه از مسلمانان جلوگيري مي كند .

 

 

-------------------------------------------------------------------------------

۱. و اندرز عشيرتك الاقربين / شعرا / 214

۲. قصه هاي قرآن ، محمدي اشتهاردي ،  صص 464 و 465

۳.فروغ ابديت ، ج ، صص 262 و 263 با اندكي تصرف

۴.به نقل از بحار الانوار ، ج 7 ص 343 / اخلاق نبوي ، صص103 و 104

۵.فروغ ابديت ، ج 1 صص 272 و 273 فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام ، 113 و 114  با اندكي تغيير

۶.فرازهاي از تاريخ پيامبر اسلام ، ص 116 و فروغ ابديت ، ج 1 ، ص 277

۷.احزاب /40

۸.فرازهايي از تاريخ پيامبر اسلام ، ص 324 با اندكي تغيير

۹. قصه هاي قرآن ، محمدي اشتهاردي صص 546 و 547

۱۰.قصه هاي قرآن محمدي صص 547 و 548

۱۱. آل عمران 102 و 103

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط شاکر | 
سخن نويسنده

پيوندهاي روزانه
ایران وطن
مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران
آرشيو پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
هفته سوم خرداد 1391
هفته دوم شهریور 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
آرشيو موضوعي
انس وبهره مندي از قرآن، با رويکرد تحقق آن درزندگي
وحدت و اتحاددر قران
مقام زن در اسلام




 

اللهم صل علي محمد
وآل محمد

: موسيقي وبلاگ :


 
<16eb628b31434859> <2488a180184544f8><-PostTitle-> <43af63521e2b476b><-PostContent->
برچسب‌ها:
<-TagName-> <-PostLink-> <8d57d7462b1c4688><-PostLink->